روزگاری پر از صفا بودیممرد میدان هر بلا بودیمدورمان هرچه بود خوبی بوداز دروغ و ریا جدا بودیمبال پروازمان که وا می شداز کران تا کران رها بودیمدلمان صاف بود و بی کینهمؤمن و پاک و با خدا بودیمدلمان دل نبود دریا بودبنده ی خوب و سر به را بودیمبندگیمان به شرط مزد نبودبه قضا و قدر رضا بودیمدر پی کبر نه- ریا هم - نهولی دنبال کبریا بودیمنیمه شب جانمازمان پهن و…همه مشغول ربنا بودیماهل العفو گفتن و توبهاهل پرهیز از خطا بودیمدستمان میل مهربانی داشتبهر هر کار خیر پا بودیمآن قدر بین مان محبت بودجای "من ها" همیشه "ما "بودیمصبح هرجمعه عهد میخواندیمبا مفاتیح آشنا بودیمکربلا هم اگر نمی رفتیمزائر مشهد الرضا بودیمجایمان ازدحام هییت بودعاشق این برو بیا بودیمهر شب جمعه بین سجادههمه گریان روضه ها بودیمهرچه بودیم هرچه که هستیمما بدون “حسین” نابودیم🔸شاعر:#محمد_حسن_بیات_لو