شعر حامد عسگری ؟
یک شبی مجنون نمازش را شکستبی وضو درکوچه لیلا نشستگفت یارب از چه خوارم کرده ایبر صلیب عشق دارم کردهایخسته ام زین عشق دل خونم مکنمن که مجنونم تو مجنونم نکنمرد این بازیچه دیگر نیستم…Show more
@Ah_yo3fi26 May 2026Replying to @mobinachamaniمن رو به رخ یار، نه بر قبلهی سنگاسرار دلم، به چشم گریان گفتمشد سجده من، خاک در بیت نگاراینها همه از عشق و به ایمان گفتمبداهه بود رو وزنش سخت نگیرید