بعد از ظهر عاشورا یه یارویی خواست باهام بحث کنه هاااا.من احترام گذاشتم دست رد زدم به سینهش، الان حسرتش مونده رو دلم.باید با حرفام میشستمش میذاشتمش جلو آفتاب خشک بشه.
This post was deleted by the post author.
@rahiu10 July 2025Replying toوااای یسنا امروزم یه دختره تو هیئت چپ چپکی نگاه میکرد بهم بعد اومد پیشمون و تیکه انداخت و من فقط لبخند زدمو و ناخنمو فشار دادم به کف دستم