به گریهی سحری کاش عادتم بدهیکمی به من بچشان لذت تماشا رااسیر غفلتم و مرگ رفته از یادمبگو چه کار کنم قبر و هول آنجا رابه آبروی علی... آبروی ما نرودبه زیر پرچم اوئیم صبحِ فردا رابه عشق شاه نجف عاقبت به خیر شویماگر علی بزند پای نامه امضا رابه غیر روضه به جایی نمی برم راهیرها نمی کنم این تکیه گاه و مأوا رانگیر از من بیچاره کنج هیئت رانگیر از من دل مرده این مسیحا را کفن برای تو پیدا نشد عزیزاللهحصیر شد کفن شاه... کارِ دنیا را...#وحید_محمدی