در سومین بخش #پرونده_ویژه #تاریخ_فرهنگ قراره همراه و هم قدم با ارتش صلیبیون بشیم، ارتشی که به گمان سربازانش قرار بود آزاد کننده سرزمین مقدس باشند. و سرزمین مقدس هم محدوده ای است که مسیح در آن زاده شد در آن زندگی کرد و درآن مصلوب شد و اگر با طرز تفکر اون سربازان جلو بریم این زمین مقدس میشه حوالی همین فلسطینی که از تجزیه شدن عثمانی تا به حال یک روز خوش ندیده خوب در اینکه اکثریت قالب شون نمیدونن زادگاه مسیح کجاست نمیشه مؤاخذه شون کرد ما تاریخ فرهنگ خوان ها هم به لطف #امیرالمومنین فهمیدیم یادتونه کدوم خلیفه بود که مسجد براثا رو آباد کرد؟ مسجدی که حیدرکرار بعد از صفهین سراغش رفت و از رازش پرده برداشت؟ یادتونه راز اون مسجد چی بود؟ اینجا هم خوانندگان ثابت مون یک هیچ جلو اند! اما در اینکه مسیح در حدود فلسطین پیامبری کرد شکی نیست
چراکه در شاید ویرشت تاریخ فلسطین گفتیم اون زمان قریب به اتفاق یهودیان تو همین محدوده ساکن بودن و وعده دهنده پیامبر خاتم رسالتش اصلاح امت موسی بود که منتهی به شکل گیری دین جدیدی شد که پاپ اندر پاپ تحریف شد و از این حیث با پیامبر مظلومی مواجه هستیم که مکتبش بیش از مکتب موسی تحریف شد
از جمله این تحریفات چی بود؟ گفتن آقایانی که میرید مدفن و محل عروج مسیح رو زیارت کنید خوشا به سعادت تون! محل تولد مسیح بر صخره ای نزدیکی معبد بود و حالا این مسلمان بهش میگن قبة الصخره و روش بارگاه ساختند و برای اون محل احترام قائل اند!!!
پس واجبه بریم اونجا رو از مسلمان و یهودی خالی کنیمو همینطور نجات کلیسای قیامت که به عقیده شون سه روز مدفن مسیح بوده و بعد از سه روز مسیح از مرگ برخواسته و به آسمان رفته! خلاصه که این لشکر در شهر کلرمون فرانسه تجمیع شد و در چند نوبت تجهیز شد و اگر اشتباه نکنم در ناپل ایتالیا یا واتیکان توسط پاپ
برکت داده شد و قرار شد چندین لشکر با هماهنگی به محدوده سلاجقه روم حمله کنند در اون دوره درون حکومت سلجوقی یک جنگ قدرت بر سرجانشینی در گرفته بود و روابط بین بیزانس ها و روم غربی ناچاراً بهبود پیدا کرده بود و به واسطه فرمان پاپ یک اتحاد نیم بندی
بین شون برقرار شد، ریشه این اختلافات به زمان تقسیم شدن امپراطوری روم بر میگرده و موضوع بحث مون نیست، این قرار بین لشکر ها فوراً زیرپا رفت گروه سازماننیافتهای از شوالیهها و روستاییها تحت فرماندهی راهبی به نام پیتر زاهد، پیش از دیگران به راه افتادند. جنگ این گروه به جنگ صلیبی عوام معروف است.
در اوایل اوت، لشکر پیتر با نادیده گرفتن توصیهی الکسیوس مبنی بر منتظر ماندن گروه برای پیوستنِ سایر صلیبیون به آنها، از تنگه بُسفر گذشت. اولین درگیری مهم بین صلیبیون و مسلمانان در شهر کیبُتوس رخ داد. نیروهای مرزی حکومت سلجوقی مهاجمان اروپایی را به راحتی در هم کوبیدند.
پیتر زاهد اساسا فرمانده نظامی نبود و به قول ماها شوق شهادت داشت 😉 نیرو های تحت امرش هم تجربه جنگ نداشتند و تنها مزیت شون تعداد قابل توجه شون بود که پیاده نظام رو تأمین کنند. این پیروزی ساده نتونست برای سلجوقی ها زنگ خطر خوبی باشه
و اساسا چون خبر از آشوبی که اوربان دوم بپا کرده بود نداشتند همچنان به نزاع ادامه دادند اما در نقطه مقابل پاپ اوربان به نحو احسن از تراژدی پیش اومده استفاده کرد و پیتر زاهد شهید اعلام شد و شروع کردند مرثیه سرایی در وصف لشکر مظلومی که توسط ترک تباران بی رحم قلع و قمع شدند
احساسات گاهی میتونن قدرتمند ترین موتور محرکه بشن و غلیان عواطف عموم مسیحیان منجر به تشدید سربازگیری و تسریع فرآیند آماده سازی لشکر ها شد و با فاصله کوتاهی حمله بعدی آغاز شد(پاپ جای مهاجم و مدافع رو در اذهان مردم عوض کرد و از لشکر متجاوز جمعیتی مظلوم ساخت)
چند ماه بعد چهارلشکر از تنگه بُسفر عبور کردند درو کردند تا به قسطنطنیه رسیدند، اساساً برای مقاومت کردنن جلوی صلیبی ها دیر شده بود و در بهت و حیرت مسلمین قسطنطنیه سقوط کرد و پیشروی ها ادامه داشت تا اورشليم رو محاصره کردند
در اورشلیم واقعه نادری رخ داد که دربخش چهارم بهش پرداخته میشه تا اینجا یک هیچ به نفع تحریف گران مکتب عیسی(ع)
18:23 - 20 January 2024