فیلسوفی که در جزئیات قائل به قطعیت باشه؛ فیلسوف نیست بره کشکش رو بسابه. حالا من آقای مصباح رو نمیدونم؛ اما فرقی نداره مصباح و کانت و ملاصدرا و فوکو و هرشخص دیگه. فیلسوفبودن به «جانِ» فیلسوف داشتنه؛ نه سواد و مطالعه.
@Parhamzamani7 October 2026Replying to @Meitiفیلسوفی که در جزئیات قائل به قطعیت باشه؛ فیلسوف نیست بره کشکش رو بسابه. حالا من آقای مصباح رو نمیدونم؛ اما فرقی نداره مصباح و کانت و ملاصدرا و فوکو و هرشخص دیگه. فیلسوفبودن به «جانِ» فیلسوف داشتنه؛ نه سواد و مطالعه.
@Parhamzamani7 October 2026قطعیت یعنی نفی مباحثه، قطعیت یعنی مرگ فلسفه، قطعیت یعنی ادعای الوهیت و ندای اناالحق.
@Meiti8 October 2026Replying to @Parhamzamaniعدم قطعیت که بدتره در همین جهت.مباحثه غایتش چیه؟ غیر از قطعیت بیشتر و نزدیکتر شدن به شناخت معتبر واقع ؟
@Parhamzamani8 October 2026Replying to @Meitiنخیر، عدم قطعیت میگه ممکنه اشتباه کرده باشم. کی ادعای اناالحق داره. خب احسنت، وقتی شناخت خودت رو کامل و بینقص بدونی؛ تن به مناظره میدی و توجه میکنی به طرف مقابلت؟عدم قطعیت شک نیست؛ در نظر گرفتن احتمال خطاست.
@Meiti8 October 2026Replying to @Parhamzamaniآقا درسته که اگه انالحق بگیم مباحثه منتفیه. اما دو حالت داره، یا انالحق واقعیه یا کیکه. اگه کیک باشه که فاسده بریزش دور. اگه واقعیه خب دیگه رسیدیم به مقصد. میتونیم مباحثه رو رها کنیم و تعامل با دیگران شکل هدایت و راهنمایی بگیره.مباحثه که غایت نیست. مسیره. غایت نیل و لقاء با حقیقته نه چیزی بیشتر.
@Parhamzamani9 October 2026Replying to @Meiti🤦🏻🤦🏻🤦🏻از کجا خود فرد میتونه بگه واقعی یا کیک؟ مباحثه و نقد یعنی یکی از بیرون بیاد اشکال بگیره. کسی که تعیین کنه واقعیه یا کیکه همون اناالحق رو داره میگه. خب عزیزم بله غایت چیز دیگهست؛ ولی وقتی تو مرکب رو از دست بدی؛ چجور میخوای به غایت برسی؟ از کجا میتونی خودت رو حقجو بدونی و در عین حال
@Parhamzamani9 October 2026که میدونی امکان اشتباه هست؛ باز هم بگی من کاملم و نیازی به مباحثه ندارم؟ مسئله این نیست که فرد بگه من میدونم اشتباه کردم شما بیاید بگید کجا. مسئله اینه فرد میگه من میگم این حقیقته؛ اما این به این معنا نیست که مباحثه هم منتفی. احتمال خطا هست در هر صورت.
@Parhamzamani9 October 2026فکر میکنم بحثمون بیحاصله. اینکه فرد حقجو نباید اهل جزم باشه و نقدشنو باشه و اگه اشتباهش رو فهمید اصلاح کنه؛ اظهرمنالشمسه.اینکه کسی بتونه اثبات کنه شناختش قطعا و یقینا بیاشکاله و به هرچی برسه؛ درسته؛ بیاد اثبات کنه. فلسفه فقط منطق صوری نیست. کلی تاثیر پدیداری در تعریفها مطرحه.
@Parhamzamani9 October 2026وجدان شخصی و تجربۀ تاریخی هم نشون میده نمیشه شناخت خطاپذیره.
@Meiti9 October 2026Replying to @Parhamzamaniآقا تو که انقدر اردبیلی رو دوست داری باید بدونی توی فرض رئالیستی وجودِ «دیگری» هم میشه خدشه کرد. ایدئالیسم اصلا معتقده غیر از ذهن من حقیقت خارجیای نیست. دیگه چه برسه به اینکه یه معرفت بینالاذهانی باشه که نقد و مباحثه ممکن بشه.میخوام بگم این اظهر من اسمش چقدر چیز رو مفروض گرفته و سوراخه.
@Meiti9 October 2026بله، حقجو باید حق شنو باشه اما این دلیلی بر این نمیشه که فیلسوف همواره باید معتقد باشه «ممکنه تمام نظام فلسفی من غلط هم باشه» این که نشد فلسفه. جزمیت واقعی در تفکیک از کیک همینجاست که من حقیقتاً از امور بدیهی با استدلال معتبر برسم به یک مجموعه گزاره.
@Meiti9 October 2026پس اون نادانی که سوفیست وار میاد اشکال خیاری وارد میکنه نه تنها اعتباری نداره بلکه آستیناش شایسته چوبه.از این تلقی دموکراسی درنمیاد. آزادیِ هر بیانی درنمیاد. چون همچنان حقیقتی در استقلال از افراد وجود داره که هدف و غایت اونه نه نتیجه نظرسنجی همگانی.
@Parhamzamani9 October 2026Replying to @Meitiهیچ کس نمیتونه بگه درست طی شده. همون مسیر منطق که مشخص کردی در جاهایی قابل خدشهست؛ بگذریم از تعریفها و ماده استدلال.من نگفتم فیحدذاته ارزشمنده. مسئله من به خود فیلسوف برمیگرده؛ حتی اگر خودش تنها انسانی باشه که روی زمین زندگی میکنه.