نمیدانم به اندازهی کافی کودن هستم که بتوانم پاسخی در خور بدهم یا نه، میزاناش را دیگران بسنجند. و اما پاسخ... پیش از مذاکرات ۵ بعلاوه یک، آقای خامنهای فرمودند این مذاکرات به نتیجه نمیرسد و عایدی برای جامعه ندارد، اما به دلیل اصرار آقایان، که میگویند میتوانند مسئلهای را حل کنند، موافقت کردم.
اینکه باید این کودنها باید توضیح بدهند ک اگر سیاست خارجی در وزارت تعیین نمیشود پس چگونه چنین کار غیرشرافتمندانه ای دامان #جمهوری_اسلامی رو آلوده؟ ابوجهل نباشیم و وقتی میبینیم سخن #ما تالی فاسد دارد، پا روی نفس خود بگذاریم و بگوییم ک اشتباه کردیمکودن بودن و متحجر بودن افتخار نیست و در جامعه مفتضحه
بعد از به نتیجه رسیدن مذاکرات، آقای خامنهای گفتند که باید شرایط مشخصی در این توافق لحاظ شود، و مذاکره کنندگان حواسشان به فریب دشمن باشد، که نشد. پس توصیه ایشان برای دفع ضرر در نتیجه مذاکرات، یا بیهوده بودن آن در ابتدا، با اصرار و یا اهمال وزارت و مذاکره کننده و تصویب کنندهی برجام درنظر گرفته نشد.
به همین سادگی. به عقبتر برویم. در پذیرش قطعنامه ۵۹۸، امام مخالف بود، اما اعضای دولت آن زمان، با اصرار به اوضاع بد اقتصادی و نداشتن نیرو و تجهیزات و غیره، ایشان را برخلاف میلشان متقاعد کردند که آن را بپذیرد، چه دولتی؟ دولت موسوی.عقبتر برویم، زمان ریاستجمهوری آقای خامنهای، در دور دوم.
ایشان نمیخواستند در دور دوم ریاستجمهوری شرکت کنند، امام توصیه به شرکت ایشان کردند. آقای خامنهای شرط کردند که ریاست جمهوری را بدون مهندس موسوی به عنوان نخست وزیر ادامه خواهند داد. امام هم گفتند اختیار شماست. پس از رای آوردن ایشان در چهارسالهی دوم، دیگران از جمله چندین فرمانده و نماینده مجلس،
و نزدیکان امام، به امام فشار آوردند که اگر موسوی نخستوزیر نشود، چنان و بهمان میشود و با وجود مخالفت آقای خامنهای، آخر امام ایشان را به کاری که نمیخواستند مجبور کردند، یعنی انتخاب موسوی، و یکی از بدترین دولتها که به قطعنامه منجر شد و هاشمی رفسنجانی، دولت بعد توانست به دلیل اشتباهات دولت موسوی،
دولت سازندگی و سیستم تغییر سبک زندگی و لیبرالیسم اقتصادی را در کشور نهادینه کند. مطالب فوق، داستان نیست، حقایق تاریخی و مستند است. اگر رهبری موضوعی را میپذیرد لزوما به معنای موافقت با آن موضوع یا تأیید آن نیست، ایشان به دولت مستقر و خواست آن دولت احترام میگذارد و در عین حال،
مواضع و توصیهها و نظرات خودشان را در آن مورد بیان میکنند. حکم نمیکنند که باید این کار انجام شود یا نه، بلکه توصیه میکنند. دولتها هم از این شرایط حداکثر بهرهبرداری را میکنند و اگر به نتیجهای رسیدند، آن را به حساب خود فاکتور میکنند و در صورت خطا و اشکال، به حساب رهبری. خدا قوت
22:27 - 10 July 2025