امانت دستمان دادند این گنج تشیع رانباید داد از دستش، امانتدار باید بود...
@nooranvakil14hداستان کوتاه :دخترک بطری فروشهمچنان قدم های بی مقصد خود را در این بازار می شمردم اما خیال چهره محزون دخترک کبریت فروش این بازار و نیز بطری های خالی مغازه اش رهایم نمی کرد.دست های ظریف و شفافش هنوز زیر چانه می درخشید. انگار در قابی نامرئی یخ زده بود.https://nooranvakil.ir/blogs/خواباند-وکیلان/nooranvakil.irدخترک بطری فروش
در یک روز سرد زمستانی که باد با زوزه های ملایم و مستمر خود همراه با مه غلیظ یا شاید هم دود مرموزی اسمان شهر را با آغوش ترسناکش، پر از معمّا و سوال برانگیز
@DoKhatSher14hراه تو تنها "صراط" راست حق استهر چه به غیر از تو راه هست "سبیل" است#امیرالمومنین
السَّلامُ عَلَيْکَ يا أَمِيرِالْمُؤمِنِينَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ(ع)السَّلامُ عَلَيْکِ یا فاطِمَةَ الزَّهرا(سلاماللهعلیها )با مِهر تو هر دلی شرف میگیردعشق تو دل مرا هدف میگیردهر کس که به ذکر «یاعلی» دلگرم است از«فاطمه»ایوان نجف میگیرد#یاعلی#یازهرا#امیرالمومنین#نجف…Show more
من؛در اینخلوت خاموش سکوت،اگر از یاد تویادی نکنم،می شکنم ...-سهرابسپهری🪔🖊#دوخط_شعر
@Alin921dچه روزگارِ عجیبیست!میگویند اگر از سیسالگی بگذری، بر سراشیبی میافتی؛اما من چه بگویم که هرگز سرِ بالایی ندیدمتا امروز بگویم در سراشیبیام؟بیشترِ آدمها با امید زندگی میکنند؛میخندند، شادمانند، و شادیِ خود را آشکار میکنند.اما برای من — یا بهتر بگویم برای کسانی چون من —اینگونه نیست..
علی کانون فیض و چشمه فیّاضِ سرمد شدعلی شیرازه امّ الکتاب و نفسِ احمد شد#امیرالمومنین
به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین قرائت و بررسی کتاب بوستان سعدی (جلسه اول) شنبه هجدهم مهر ۱۴۰۵ساعت ۲۲:۳۰#شعر
@MESRA2dاون جشن بگیره من نگیرم😬
پاییز که میرسد، انگار جهان آرامتر ورق میخورد؛ برگها رها میشوند، بادها قصه میگویند و زندگی، زیباییِ دوباره آغاز کردن را به خاطرمان میآورد…و من، در میانهی این فصلِ دلانگیز، یک سال دیگر به قصهی زندگیام اضافه میکنم؛ با کولهباری از خاطرهها، زخمهایی که مرا عمیقتر کردند، لبخندهایی که نجاتم…Show more